پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

در موسمی که خیمه زند در چمن سحاب

طرف چمن خوش است می و نغمه ی رباب

نگذشت و نگذرد دمی و لحظه ای مرا

شیب و شباب جز به غم شاهد و شراب

می خور به بانگ چنگ لب جو که غم برد

از دل صدای نغمه ی چنگ و صدای آب

در خرقه کن قرابه نهان کز ستم سپهر

از سنگ ژاله می شکند خیمه ی حباب

آتش زند به خرمن بلبل ز تاب رشک

باد صبا چو افکند از روی گل نقاب

در باغ و بوستان به تماشای سرو و گل

نگشود غنچه ی دل تنگم به هیچ باب

آخر رفیق از اثر مهر گلرخی

واشد دلم چه غنچه ز تأثیر آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶گلستان خرم است و گل ببار است
  2. شمارهٔ ۲۷نگار من عجب زیبا نگاری است
  3. شمارهٔ ۲۸نگار من چو تو زیبا نگار بسیار است
  4. شمارهٔ ۲۹مر مکش که ترا می کنند خلق ملامت
  5. شمارهٔ ۳۰تو را میخانه ای بت تا مقام است
  6. شمارهٔ ۳۱از هر رهی که دیده ام آن مه گذشته است
  7. شمارهٔ ۳۲نه ماه من ز پری رسم دلبری آموخت
  8. شمارهٔ ۳۳این چین فکنده در جبین کیست
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.