پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

نگار من چو تو زیبا نگار بسیار است

نگار سرو قد و گلعذار بسیار است

تو گر به من نشوی دوست، دوست، هست بسی

تو گر به من نشوی یار، یار، بسیار است

مکن ز لطف کمم ناامید کز تو مرا

امید در دل امیدوار، بسیار است

در این دیار برای تو مانده ام ورنه

بدهر یار پر است و دیار، بسیار است

هزار خار جفا در دلم شکست از تو

همان به دل ز توام خار خار، بسیار است

ز گاه گاه که یادم کنی تو خوشنودم

که این هم از تو فراموشکار، بسیار است

بشغل عشق ترا شغلها خوش است رفیق

وگرنه شغل فراوان و کار، بسیار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰تو را میخانه ای بت تا مقام است
  2. شمارهٔ ۳۱از هر رهی که دیده ام آن مه گذشته است
  3. شمارهٔ ۳۲نه ماه من ز پری رسم دلبری آموخت
  4. شمارهٔ ۳۳این چین فکنده در جبین کیست
  5. شمارهٔ ۳۴بعد عمری کاری پسر می بینمت
  6. شمارهٔ ۳۵مرا تا جان بجسم ناتوان است
  7. شمارهٔ ۳۶به من هر کار آن پرکار کرده است
  8. شمارهٔ ۳۷به تن تا جان غم فرسود من هست
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.