پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

به من هر کار آن پرکار کرده است

ز کار آموزی - اغیار - کرده است

نه کارم بود عشق و این عجب نیست

که عشق این کارها بسیار کرده است

چنین آتش به جان از آتش عشق

مرا آن آتشین رخسار کرده است

به چشم تر بنازم کان گل اشک

سر کوی ترا گلزار کرده است

مکش دامن ز من ای گل که هر کو

ترا گل کرده ما را خار کرده است

خضر را حسرت لب تشنگانت

ز آب زندگی بیزار کرده است

به کویش توبه کن زاهد که عمریست

رفیق از توبه استغفار کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸گر رفت جان و جسمم شد خاک آستانت
  2. شمارهٔ ۳۹درد من از تو دوا گشت؟ نگشت
  3. شمارهٔ ۴۰با آنکه وفادارتر از من دگری نیست
  4. شمارهٔ ۴۱تا دست می دهد می و معشوق می پرست
  5. شمارهٔ ۴۲همین نه در دل من صبر، دلستان نگذاشت
  6. شمارهٔ ۴۳عاشق مگو که عاقل و فرزانه خوشتر است
  7. شمارهٔ ۴۴یار اگر بیگانه از اغیار باشد خوشتر است
  8. شمارهٔ ۴۵چشم من، پنهان ز چشم مردمان می‌خواهمت
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.