پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

یار اگر بیگانه از اغیار باشد خوشتر است

گل خوشست اما اگر بی‌خار باشد خوشتر است

من اگر باشم به بزم یار خوش باشد، ولی

غیر اگر بیرون ز بزم یار باشد خوشتر است

گرچه از لطف کم دلبر دل عاشق خوش است

گر به عاشق لطف او بسیار باشد خوشتر است

نیست چون چشم و چراغ من به پیش چشم من

گر به چشمم روز چون شب تار باشد خوشتر است

دیدن دلدار خوش باشد به خواب و این شرف

گر نصیب دیده‌ی بیدار باشد خوشتر است

با خیال یار خفتن در لحد خوش دولتی است

ور به محشر وعده‌ی دیدار باشد خوشتر است

گرچه حرف عشق در خلوت خوشست اما رفیق

این سخن گر بر سر بازار باشد خوشتر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶زاهد به جرم مستی عشقم، شتاب چیست
  2. شمارهٔ ۴۷جانم ز تن درآمد و در سر هوای تست
  3. شمارهٔ ۴۸تو گر خون ریزیم ممنونم ای دوست
  4. شمارهٔ ۴۹بود هر درد را درمان شکی نیست
  5. شمارهٔ ۵۰بی قرارم از فراق یار یار من کجاست
  6. شمارهٔ ۵۱جز جفاکار تو با من ز جفا کاری نیست
  7. شمارهٔ ۵۲صد جفا بر دلم از یار جفاکاری هست
  8. شمارهٔ ۵۳به جان و دل مرا پیوند از آن است
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.