پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

زاهد به جرم مستی عشقم، شتاب چیست

عاشق چو مست گشت گناه و ثواب چیست

چون عاشقان برون ز حسابند، پس مرا

اندیشه ی حساب به روز حساب چیست

هر کس که محو روی تو باشد به روز و شب

کی آگه است ماه چه و آفتاب چیست

ساقی مده شراب که از چشم مست تو

مستم من آنچنان که ندانم شراب چیست

یک بوسه بیش نیست سؤال من از درت

با من به تلخی از لب شیرین جواب چیست

بردار پرده از رخ خود ماه من کسی

چون تاب دیدن تو ندارد نقاب چیست

ساغر به عزم توبه منه بر زمین، رفیق

در فصل گل ز باده ی ناب اجتناب چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸تو گر خون ریزیم ممنونم ای دوست
  2. شمارهٔ ۴۹بود هر درد را درمان شکی نیست
  3. شمارهٔ ۵۰بی قرارم از فراق یار یار من کجاست
  4. شمارهٔ ۵۱جز جفاکار تو با من ز جفا کاری نیست
  5. شمارهٔ ۵۲صد جفا بر دلم از یار جفاکاری هست
  6. شمارهٔ ۵۳به جان و دل مرا پیوند از آن است
  7. شمارهٔ ۵۴آنکه از عار به یاران نشود یار اینست
  8. شمارهٔ ۵۵آن را که به کف سیمی و در دست زری نیست
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.