پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

عاشق مگو که عاقل و فرزانه خوشتر است

عاشق خوش است و عاشق دیوانه خوشتر است

فصل گلست باز پی نقل بزم می

طرف چمن ز گوشه ی کاشانه خوشتر است

گر ناخوش است توبه شکستن به نزد تو

پیش من از شکستن پیمانه خوشتر است

ای عندلیب ناله ی تو خوش بود، ولی

در سوختن خموشی پروانه خوشتر است

چون تو به آشنایی بیگانگان خوشی

گر آشنا شود ز تو بیگانه خوشتر است

دل از برم چو در بر دلدار جا گرفت

دل نیز اگر رود بر جانانه خوشتر است

خوش گوشه ایست خانه ی دل بهر غم، رفیق

آری مقام جغد به ویرانه خوشتر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵چشم من، پنهان ز چشم مردمان می‌خواهمت
  2. شمارهٔ ۴۶زاهد به جرم مستی عشقم، شتاب چیست
  3. شمارهٔ ۴۷جانم ز تن درآمد و در سر هوای تست
  4. شمارهٔ ۴۸تو گر خون ریزیم ممنونم ای دوست
  5. شمارهٔ ۴۹بود هر درد را درمان شکی نیست
  6. شمارهٔ ۵۰بی قرارم از فراق یار یار من کجاست
  7. شمارهٔ ۵۱جز جفاکار تو با من ز جفا کاری نیست
  8. شمارهٔ ۵۲صد جفا بر دلم از یار جفاکاری هست
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.