پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

از هر رهی که دیده ام آن مه گذشته است

عمرم تمام بر سر آن ره گذشته است

غافل اگر رسیده به راهی که بوده ام

گردیده، تا ز بودنم آگه گذشته است

افزون ز ماه چارده است و همان کجاست

کز عمر او هنوز کم از ده گذشته است

طالع نگو که هر گه از او کرده ام سؤال

نه بر زبانش آری و نه، نه گذشته است

هرگز نگفته کیست بر این رهگذر رفیق

با آنکه بر سرش گه و بیگه گذشته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳این چین فکنده در جبین کیست
  2. شمارهٔ ۳۴بعد عمری کاری پسر می بینمت
  3. شمارهٔ ۳۵مرا تا جان بجسم ناتوان است
  4. شمارهٔ ۳۶به من هر کار آن پرکار کرده است
  5. شمارهٔ ۳۷به تن تا جان غم فرسود من هست
  6. شمارهٔ ۳۸گر رفت جان و جسمم شد خاک آستانت
  7. شمارهٔ ۳۹درد من از تو دوا گشت؟ نگشت
  8. شمارهٔ ۴۰با آنکه وفادارتر از من دگری نیست
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.