پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

بعد عمری کاری پسر می بینمت

همچو عمری در گذر می بینمت

چون ترا با غیر بینم؟ من که رشک

می برم گر با پدر می بینمت

هست شوق دیدنم هر لحظه بیش

گرچه هر دم بیشتر می بینمت

حسرت یکبار نا دیدن بجاست

گرچه صد بار دگر می بینمت

بسکه شوق دیدنت دارم یکی است

گر نمی بینم و گر می بینمت

خوشتر از سرو و سمن می یابمت

بهتر از شمس و قمر می بینمت

روزت آنجا گر نمی بینم رفیق

شب در آن کو تا سحر می بینمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶به من هر کار آن پرکار کرده است
  2. شمارهٔ ۳۷به تن تا جان غم فرسود من هست
  3. شمارهٔ ۳۸گر رفت جان و جسمم شد خاک آستانت
  4. شمارهٔ ۳۹درد من از تو دوا گشت؟ نگشت
  5. شمارهٔ ۴۰با آنکه وفادارتر از من دگری نیست
  6. شمارهٔ ۴۱تا دست می دهد می و معشوق می پرست
  7. شمارهٔ ۴۲همین نه در دل من صبر، دلستان نگذاشت
  8. شمارهٔ ۴۳عاشق مگو که عاقل و فرزانه خوشتر است
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.