پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳

رخت ای ماهرخ، ماهست، ماه دلفریب اما

قدت ای سرو قد، سرو است، سرو جامه زیب اما

به درد دوری و داغ جدائی چند گه خواهم

شکیب و صبر گیرم پیش، کو صبر و شکیب اما

طبیبان چاره ی هر درد می دانند، می دانم

من بیچاره را دردیست در دل، از طبیب اما

بود تا چند وصل او برای غیر و من یارب

وصال خویش و هجر غیر خواهم عنقریب اما

همیشه حسرت وصلم به دل بود و نبود آخر

بجز حسرت، نصیب این دل حسرت نصیب اما

تو بی من گر خوشی ای رشک سرو و گل خوشت باشد

بود خوش سرو و گل با قمری و با عندلیب اما

رفیق از جور یارم نیست افغان نالم و گریم

شب و روز از جفای غیر و بیداد رقیب اما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵با غیر دیدم آن صنم سیم ساق را
  2. شمارهٔ ۶شب هجران همه دیدند یاران حال زارم را
  3. شمارهٔ ۷ای روی نکرده سوی دل‌ها
  4. شمارهٔ ۸کجا میل گلستان است ما را
  5. شمارهٔ ۹جفاکاری، چه می دانی تو یارا
  6. شمارهٔ ۱۰ای دلبری کز دلبران همتا نمی‌بینم تو را
  7. شمارهٔ ۱۱برد آن نامسلمان گر دل و جان اینچنین ما را
  8. شمارهٔ ۱۲هستم ز کوی آن بت گل پیرهن جدا
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.