پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹

جفاکاری، چه می دانی تو یارا

طریق مهر را، رسم وفا را

نمودی ترک من از الفت غیر

نگه کن جور را، بنگر جفا را

که با بیگانه کردی آشنایی

ز خود بیگانه کردی آشنا را

به درد و داغ هجران مبتلا باد

به هجران مبتلا کرد آن که ما را

به آن داغی که مرهم را نداند

به آن دردی که نشناسد دوا را

نباشد درد یاران گر نباشد

به بزمش ره رفیق بینوا را

به نزد خواجه نبود بنده را راه

به بزم شه نباشد ره گدا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱برد آن نامسلمان گر دل و جان اینچنین ما را
  2. شمارهٔ ۱۲هستم ز کوی آن بت گل پیرهن جدا
  3. شمارهٔ ۱۳تا کی خبر ز روز سفر می دهی مرا
  4. شمارهٔ ۱۴راضیم هر چه می داری به این خواری مرا
  5. شمارهٔ ۱۵از بهر یار دیده به کار است بس مرا
  6. شمارهٔ ۱۶از آن مژگان تر جاروب کردم آستانش را
  7. شمارهٔ ۱۷حیف از تو ای پری که شوی یار با رقیب
  8. شمارهٔ ۱۸تا ماه رسیده آهم امشب
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.