پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

تا ماه رسیده آهم امشب

آه ار نرسد به ماهم امشب

بی ماه رخش نخفته چشمم

ای ماه توئی گواهم امشب

دیشب ز تو دیده ام نگاهی

در حسرت آن نگاهم امشب

بی جرم تو رانده دوشم از بزم

بزم آمده عذر خواهم امشب

در بزم تو بوده هر شبم جا

اینجا ز چه نیست راهم امشب

گر با تو به نقل و می کنم روز

طاعت باشد گناهم امشب

مرغ سحری رفیق نالید

از نالهٔ صبحگاهم امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰ای به زیبائی رخت چون آفتاب
  2. شمارهٔ ۲۱بود اگر با قد موزون آفتاب
  3. شمارهٔ ۲۲گر نیست به یاران ز وفا یار، مصاحب
  4. شمارهٔ ۲۳آن را که نیست آگهی اصلا ز سر غیب
  5. شمارهٔ ۲۴در موسمی که خیمه زند در چمن سحاب
  6. شمارهٔ ۲۵طغیان چو کرد عشق به دل فکر خانه نیست
  7. شمارهٔ ۲۶گلستان خرم است و گل ببار است
  8. شمارهٔ ۲۷نگار من عجب زیبا نگاری است
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.