پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

بود اگر با قد موزون آفتاب

چون تو بود ای تو به رخ چون آفتاب

ز آفتابی ماه من افزون بحسن

آنقدر کز ماه افزون آفتاب

کوه عشقت راست فرهاد آسمان

دشت شوقت راست مجنون آفتاب

در چمن سروی و در گلزار، گل

بر فلک ماهی، به گردون آفتاب

چون تو بود ای ماه از تو روی زرد

چون تو بود ای از تو دل خون آفتاب

داشت گر این طره ی شبرنگ، ماه

داشت گر این لعل میگون آفتاب

روی چون ماه تو در چشم رفیق

می نماید چون به جیحون آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳آن را که نیست آگهی اصلا ز سر غیب
  2. شمارهٔ ۲۴در موسمی که خیمه زند در چمن سحاب
  3. شمارهٔ ۲۵طغیان چو کرد عشق به دل فکر خانه نیست
  4. شمارهٔ ۲۶گلستان خرم است و گل ببار است
  5. شمارهٔ ۲۷نگار من عجب زیبا نگاری است
  6. شمارهٔ ۲۸نگار من چو تو زیبا نگار بسیار است
  7. شمارهٔ ۲۹مر مکش که ترا می کنند خلق ملامت
  8. شمارهٔ ۳۰تو را میخانه ای بت تا مقام است
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.