پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

ای به زیبائی رخت چون آفتاب

خورد از رشک رخت خون آفتاب

آفتابت چون توان گفتن که هست

ذره ای زین حسن بی چون آفتاب

پیش ازین بودی به خوبی رشک ماه

رشک دارد بر تو اکنون آفتاب

تا شبیه آفتابت گفت عقل

گشت ازین تشبیه، مجنون آفتاب

داشت حسنی چون تو دلبر ماه اگر

داشت حسن روزافزون آفتاب

جای آن بودی که بهر دیدنت

بی رفیق آید ز گردون آفتاب

داشتی وصف تو بر لب چون رفیق

داشتی گر طبع موزون آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲گر نیست به یاران ز وفا یار، مصاحب
  2. شمارهٔ ۲۳آن را که نیست آگهی اصلا ز سر غیب
  3. شمارهٔ ۲۴در موسمی که خیمه زند در چمن سحاب
  4. شمارهٔ ۲۵طغیان چو کرد عشق به دل فکر خانه نیست
  5. شمارهٔ ۲۶گلستان خرم است و گل ببار است
  6. شمارهٔ ۲۷نگار من عجب زیبا نگاری است
  7. شمارهٔ ۲۸نگار من چو تو زیبا نگار بسیار است
  8. شمارهٔ ۲۹مر مکش که ترا می کنند خلق ملامت
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.