پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲

به سر دارم هوای سجده خاک آستانی را

که شاهانند آنجا بنده کمتر پاسبانی را

گدای بی زر و سیمم که با خود یار می خواهم

شه سیمین رکابی خسرو زرین عنانی را

به پیری بر جوانی عاشقم کز عاشقان دارد

چو من هر گوشه پیری را چو خود هر نوجوانی را

نچیدم میوه ای از باغ وصل او چو من هرگز

نشد بی حاصلی حاصل ز باغی باغبانی را

نشان سازد دل و جان منش هر جا فلک بیند

بت مژگان خدنگی دلبر ابرو کمانی را

وفا می ورزم و بیداد می بینم به امیدی

که روزی مهربان بینم بخود نامهربانی را

نمی پرسد نشان و نام من آن مه رفیق اما

که می پرسد نشان و نام بی نام و نشانی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴اگر بودی اثر فریاد ما را
  2. شمارهٔ ۵با غیر دیدم آن صنم سیم ساق را
  3. شمارهٔ ۶شب هجران همه دیدند یاران حال زارم را
  4. شمارهٔ ۷ای روی نکرده سوی دل‌ها
  5. شمارهٔ ۸کجا میل گلستان است ما را
  6. شمارهٔ ۹جفاکاری، چه می دانی تو یارا
  7. شمارهٔ ۱۰ای دلبری کز دلبران همتا نمی‌بینم تو را
  8. شمارهٔ ۱۱برد آن نامسلمان گر دل و جان اینچنین ما را
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.