پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱

بُوَد که درگذرند از گناهکاریِ ما

که بیش از گنهِ ماست شرمساریِ ما

شُدَت چه زود فراموش عهدِ یاریِ ما

به یاری تو نه این بود امیدواریِ ما

جفا و جورِ تو با ما به اختیارِ تو نیست

چنان‌که نیست وفا با تو، اختیاریِ ما

به پاک‌دامنیِ ما هنوز نیست کسی

اگرچه شُهرهٔ شهر است می‌گساریِ ما

بُوَد قرار پس از کشتنش، چو می‌ماند

به بی‌قراریِ سیماب، بی‌قراریِ ما

به تنْ نَزار و به دلْ زار تا به کی باشیم؟

ببین نَزاریِ ما، رحم کن به زاریِ ما

کنون ز لطف به مرهمی وگرنه چه سود؟

ز کار چون گذرد کارِ زخمِ کاریِ ما

ندیده عاشقی و طفلی و نمی‌دانی

فغان و ناله‌ای غیر از خروش و زاریِ ما

به خویش دشمن و با خصم دوستیم، «رفیق»

طریقِ دشمنی این است و دوستداری ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳رخت ای ماهرخ، ماهست، ماه دلفریب اما
  2. شمارهٔ ۴اگر بودی اثر فریاد ما را
  3. شمارهٔ ۵با غیر دیدم آن صنم سیم ساق را
  4. شمارهٔ ۶شب هجران همه دیدند یاران حال زارم را
  5. شمارهٔ ۷ای روی نکرده سوی دل‌ها
  6. شمارهٔ ۸کجا میل گلستان است ما را
  7. شمارهٔ ۹جفاکاری، چه می دانی تو یارا
  8. شمارهٔ ۱۰ای دلبری کز دلبران همتا نمی‌بینم تو را
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.