پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷

ای روی نکرده سوی دل‌ها

سوی تو تمام روی دل‌ها

بس دل شده خاک راهت آید

از خاک ره تو بوی دل‌ها

در کوی تو دلربا افتاده

دل‌ها هرسو به روی دل‌ها

گم‌کرده‌دلان کنند زان رو

در کوی - تو - جست‌وجوی دل‌ها

ای سنگ‌دلی که از دل تو

بر سنگ آمد سبوی دل‌ها

آگه ز رفیق بودی ار بود

راه از دل‌ها به سوی دل‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹جفاکاری، چه می دانی تو یارا
  2. شمارهٔ ۱۰ای دلبری کز دلبران همتا نمی‌بینم تو را
  3. شمارهٔ ۱۱برد آن نامسلمان گر دل و جان اینچنین ما را
  4. شمارهٔ ۱۲هستم ز کوی آن بت گل پیرهن جدا
  5. شمارهٔ ۱۳تا کی خبر ز روز سفر می دهی مرا
  6. شمارهٔ ۱۴راضیم هر چه می داری به این خواری مرا
  7. شمارهٔ ۱۵از بهر یار دیده به کار است بس مرا
  8. شمارهٔ ۱۶از آن مژگان تر جاروب کردم آستانش را
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.