پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی

غزلیات

۳۲۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ بسی ز اهل وفا گرچه از جفا کشتی
  2. شمارهٔ ۳۰۲ در چمن جلوه گر ای سرو قد ساده کنی
  3. شمارهٔ ۳۰۳ پیام من برسان ای نسیم صبح به جایی
  4. شمارهٔ ۳۰۴ از آن در سینه از من کینه داری
  5. شمارهٔ ۳۰۵ به لب رسیده مرا جان ز محنت دوری
  6. شمارهٔ ۳۰۶ ز می نام و نشان تا هست باقی
  7. شمارهٔ ۳۰۷ اگر رود سر من چون حباب بر سر می
  8. شمارهٔ ۳۰۸ ای قد تو سرو سهی روی تو گلبرگ طری
  9. شمارهٔ ۳۰۹ بندم از بند جدا گر تو جفا پیشه نمایی
  10. شمارهٔ ۳۱۰ جفاکارا به یاران جز جفا کاری نمی‌دانی
  11. شمارهٔ ۳۱۱ جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه می‌دانی؟
  12. شمارهٔ ۳۱۲ تو نامهربان مه همانی که بودی
  13. شمارهٔ ۳۱۳ برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی
  14. شمارهٔ ۳۱۴ چنان گشته ام ناتوان از جدایی
  15. شمارهٔ ۳۱۵ دمی هزار جفا می کشم ز خوی فلانی
  16. شمارهٔ ۳۱۶ خوش آن محفل که هر دم ساغر می
  17. شمارهٔ ۳۱۷ ای دل ز تو خوش سالی و ماهی به نگاهی
  18. شمارهٔ ۳۱۸ نگاه دلکش و رفتار دلستان که تو داری
  19. شمارهٔ ۳۱۹ حیف از تو که با اهل وفا یار نباشی
  20. شمارهٔ ۳۲۰ جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
  21. شمارهٔ ۳۲۱ وعدهٔ لطف و کرم‌ها کردی
  22. شمارهٔ ۳۲۲ برد از دست دلها آورد چون پیش رو دستی
  23. شمارهٔ ۳۲۳ جور با ما می کنی تا می کنی

متن اشعار به نقل از گنجور.