پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی

غزلیات

۳۲۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ دیدن آن سرو نازم آرزوست
  2. شمارهٔ ۶۲ کار من مهر تو و پیشه تو کین منست
  3. شمارهٔ ۶۳ با کوی یار روضه ی دارالقرار چیست
  4. شمارهٔ ۶۴ بهر تو مرا پیشکشی جز دل و جان نیست
  5. شمارهٔ ۶۵ بیمار درد را که دوا درد دیگر است
  6. شمارهٔ ۶۶ فصل گل شد، سیر باغ و بوستانم آرزوست
  7. شمارهٔ ۶۷ ماهی تو و جات طرف بامت
  8. شمارهٔ ۶۸ دریغ یار عزیزم که از وفا عاری است
  9. شمارهٔ ۶۹ چنان گشته کامم ز ایام تلخ
  10. شمارهٔ ۷۰ کی به حسن آن که پریچهره و مهوش باشد
  11. شمارهٔ ۷۱ چه باشد گر ترا ویرانه ی من خانه ای باشد
  12. شمارهٔ ۷۲ مرا در جسم تا جان آفریدند
  13. شمارهٔ ۷۳ هر کس به ره وفا نشیند
  14. شمارهٔ ۷۴ دلدار من به زاری اگر یار من شود
  15. شمارهٔ ۷۵ با غیر یار ترسم اگر یار من شود
  16. شمارهٔ ۷۶ نه خود با من جفا آن بی وفا کرد
  17. شمارهٔ ۷۷ چه می در جام من پیر مغان کرد
  18. شمارهٔ ۷۸ به من یارم سر یاری ندارد
  19. شمارهٔ ۷۹ غمش جا در دلم تنها ندارد
  20. شمارهٔ ۸۰ به دل هر کس غم جانان ندارد
  21. شمارهٔ ۸۱ مرا دیوانه آن جانانه دارد
  22. شمارهٔ ۸۲ به عالم شادمان رندی زید کز هر غمی خندد
  23. شمارهٔ ۸۳ مرا خاطر از آن بی غم نباشد
  24. شمارهٔ ۸۴ از برم ای نگار حور نژاد
  25. شمارهٔ ۸۵ تا کی ای زیبا صنم تا چند ای حوری نژاد
  26. شمارهٔ ۸۶ مرا به باده کشی کاش آنکه عیب کند
  27. شمارهٔ ۸۷ هر که یک لحظه حدیث غم من گوش کند
  28. شمارهٔ ۸۸ نمی خواهی دلم چون شاد [و] می خواهی غمین باشد
  29. شمارهٔ ۸۹ زین پریشانان مکش دامن که حیران تواند
  30. شمارهٔ ۹۰ ترک تو چون ز دل کسی ای دلستان کند
  31. شمارهٔ ۹۱ دلش دادم که با او همدم و هم خانه خواهم شد
  32. شمارهٔ ۹۲ گر چرخ فلک با همه کس جور و جفا کرد
  33. شمارهٔ ۹۳ خوش آنکه شب غمم سر آید
  34. شمارهٔ ۹۴ فغان که مدعیان از منت جدا کردند
  35. شمارهٔ ۹۵ دلم به وصل تو روزی که شادمان باشد
  36. شمارهٔ ۹۶ کی جز تو در دل من دلدار دیگر آید
  37. شمارهٔ ۹۷ غنچه و سرو کار آن قد و دهن نمی کند
  38. شمارهٔ ۹۸ ز کوی یار به من زان خبر نمی آید
  39. شمارهٔ ۹۹ آنچنان از تب عشق تو تنم می‌سوزد
  40. شمارهٔ ۱۰۰ خوشا کسی که کباب و شراب با تو خورد
  41. شمارهٔ ۱۰۱ آن جفا پیشه که منعش ز جفا نتوان کرد
  42. شمارهٔ ۱۰۲ نه مهر، خوبی روی ترا نه مه دارد
  43. شمارهٔ ۱۰۳ مگر از سینه ی من دل برآید
  44. شمارهٔ ۱۰۴ دانی که از هجران تو بر ما چه شب‌ها بگذرد
  45. شمارهٔ ۱۰۵ مرا با یار خود ای کاش بگذارند و کار خود
  46. شمارهٔ ۱۰۶ گر ناله ی زارم اثری داشته باشد
  47. شمارهٔ ۱۰۷ چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
  48. شمارهٔ ۱۰۸ به من هر روز آن پیمان گسل پیمان از آن بندد
  49. شمارهٔ ۱۰۹ سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
  50. شمارهٔ ۱۱۰ عاشق یاری جفا بسیار می‌باید کشید
  51. شمارهٔ ۱۱۱ کی به من رحم دگر خواهی کرد
  52. شمارهٔ ۱۱۲ بینم اگر به جز تو زیانم بدیده باد
  53. شمارهٔ ۱۱۳ شوخی که آشنا بکسی غیر ما نبود
  54. شمارهٔ ۱۱۴ نکویان را وفا آئین پسندند
  55. شمارهٔ ۱۱۵ دلم با ناتوانی پاس چشم یار هم دارد
  56. شمارهٔ ۱۱۶ ای کرده ز خود بی خبرت یاد خداداد
  57. شمارهٔ ۱۱۷ به رهی چو پادشاهان گذر آن پسر ندارد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد
  59. شمارهٔ ۱۱۹ کو عاشق آزاری چو او تا عاشق زارش کند
  60. شمارهٔ ۱۲۰ گفتم آن لعل لب از شیره جان ساخته‌اند

متن اشعار به نقل از گنجور.