پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی

غزلیات

۳۲۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ صبر کردم بر جفای او غلط کردم غلط
  2. شمارهٔ ۱۸۲ بی تو ای رخشنده اختر زاختر رخشان چه حظ
  3. شمارهٔ ۱۸۳ منم از چشم سیاهی به نگاهی قانع
  4. شمارهٔ ۱۸۴ با رقیب از سر نو عهد و وفا بست دریغ
  5. شمارهٔ ۱۸۵ صدق و کذب من و اغیار نمی‌دانی حیف
  6. شمارهٔ ۱۸۶ ای دلبر نازنین شمائل
  7. شمارهٔ ۱۸۷ کشد بهر وفا تا کی جفا دل
  8. شمارهٔ ۱۸۸ رفتی و رفت از غمت ای غمگسار دل
  9. شمارهٔ ۱۸۹ تو رشک گلشنی با کاکل و رخسار و قد ای گل
  10. شمارهٔ ۱۹۰ داند کدام سنگدلم کرده تنگدل
  11. شمارهٔ ۱۹۱ باور کس نشود قصه ی بیماری دل
  12. شمارهٔ ۱۹۲ ز تیغ ناز شوخی می‌تپد دل
  13. شمارهٔ ۱۹۳ آمدی رفتی از برم غافل
  14. شمارهٔ ۱۹۴ نثار راه جانان کی سزد جانی که من دارم
  15. شمارهٔ ۱۹۵ عیانست از رخ کاهی، ز اشک ارغوانی هم
  16. شمارهٔ ۱۹۶ چه حسن است اینکه گر صد بار رویت هر زمان بینم
  17. شمارهٔ ۱۹۷ بیا ای مونس شبهای تارم
  18. شمارهٔ ۱۹۸ گرفتم ز نادیدنت خون نگریم
  19. شمارهٔ ۱۹۹ پاک و پاکیزه است اصل گوهرم
  20. شمارهٔ ۲۰۰ همه از عشق من مات و من از عشق تو حیرانم
  21. شمارهٔ ۲۰۱ نیاید تا به لب از ضعف جانم
  22. شمارهٔ ۲۰۲ چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم
  23. شمارهٔ ۲۰۳ ای کرده جوانی تو پیرم
  24. شمارهٔ ۲۰۴ روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم
  25. شمارهٔ ۲۰۵ به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم
  26. شمارهٔ ۲۰۶ پیاله داد بدستم سبو نهاد به دوشم
  27. شمارهٔ ۲۰۷ تا چند جدا ز یار باشم
  28. شمارهٔ ۲۰۸ به کوی یار باشد مدعی را راه و مسکن هم
  29. شمارهٔ ۲۰۹ نداده هیچ جایی شور عشقی هیچ کس یادم
  30. شمارهٔ ۲۱۰ چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم
  31. شمارهٔ ۲۱۱ نمی‌کرد از غم جان دادن آزادم چه می‌کردم
  32. شمارهٔ ۲۱۲ من دوستی به غیر برای تو می‌کنم
  33. شمارهٔ ۲۱۳ به قربان قد و بالات گردم
  34. شمارهٔ ۲۱۴ هر جا به خاک پا نهم از گریه تر کنم
  35. شمارهٔ ۲۱۵ امروز بی تو خاک چنین گر به سر کنم
  36. شمارهٔ ۲۱۶ بر آن سرم که دل به دلبری ندهم
  37. شمارهٔ ۲۱۷ ما را نه چشم یاری نه یار مهربان هم
  38. شمارهٔ ۲۱۸ زار از سر کوی یار رفتیم
  39. شمارهٔ ۲۱۹ به جانم از غم جانان چه سازم
  40. شمارهٔ ۲۲۰ از کوی تو غیر رفت و ما هم
  41. شمارهٔ ۲۲۱ بود صیاد خوشدل تا من ناشاد می‌نالم
  42. شمارهٔ ۲۲۲ دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهم
  43. شمارهٔ ۲۲۳ شب تا به روز بر سر کویت فغان کنم
  44. شمارهٔ ۲۲۴ نه تنها در ره یاری جفا زان بی وفا دیدم
  45. شمارهٔ ۲۲۵ چو در کنار رقیبان ترا نظاره کنم
  46. شمارهٔ ۲۲۶ چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم
  47. شمارهٔ ۲۲۷ تا از تو دور ای در نایاب مانده ام
  48. شمارهٔ ۲۲۸ به عالم حاصلی جز غم ندارم
  49. شمارهٔ ۲۲۹ شود چون شب بروزو روزگار خویشتن گریم
  50. شمارهٔ ۲۳۰ مگذار که از حسرت دیدار بمیرم
  51. شمارهٔ ۲۳۱ من توبه ز صهبا چکنم گر نتوانم
  52. شمارهٔ ۲۳۲ بی تو جانا زندگانی چون کنم
  53. شمارهٔ ۲۳۳ شنیدمت که به حسنی فزون ز ماه چو دیدم
  54. شمارهٔ ۲۳۴ به از عشق و گدایی منصب و جاهی نمی‌دانم
  55. شمارهٔ ۲۳۵ دوستان را به خود از بهر تو دشمن کردم
  56. شمارهٔ ۲۳۶ خوش آنکه جان به پایت ای دلستان فشانم
  57. شمارهٔ ۲۳۷ ز جور دوست گر خود را به کام دشمنان دیدم
  58. شمارهٔ ۲۳۸ از درت امروز و فردا ای دلارا می روم
  59. شمارهٔ ۲۳۹ حال بسیار ناخوشی دارم
  60. شمارهٔ ۲۴۰ به کار مشکل خود یاری از یاری نمی‌بینم

متن اشعار به نقل از گنجور.