پرش به محتوای اصلی
کلیم

کلیم

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱ زیک قطره سرشکم تن زجا شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانی مشکل اهل محبت ز تو آسان نشود
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳ گر سرو قدت جلوه به بستان نفروشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴ به غیر از می کسی از عهدهٔ غم برنمی‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵ دل جز کجی ز زلف تو نامهربان ندید
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶ تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷ خیال زلف تو بازم بدست سودا داد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸ داغ اگر بر روی همچون برگ گل جا می‌کند
  9. غزل شمارهٔ ۲۴۹ خصم گو ایمن نشین گر دست ما بالا شود
  10. غزل شمارهٔ ۲۵۰ بپرسش آمد و عاشق همین دو دم دارد
  11. غزل شمارهٔ ۲۵۱ نه طُرّه‌ات غم شب‌های تار من دارد
  12. غزل شمارهٔ ۲۵۲ از آن به چشم ترم بی‌حجاب می‌آید
  13. غزل شمارهٔ ۲۵۳ پایمزد عجز ما بیداد دست زور بود
  14. غزل شمارهٔ ۲۵۴ خوش آنکه کنج غم خود بگلستان ندهد
  15. غزل شمارهٔ ۲۵۵ ایدل چو راز دوست نخواهی سمر شود
  16. غزل شمارهٔ ۲۵۶ گر سیل فتنه خیزد دل را چه مشکل افتد
  17. غزل شمارهٔ ۲۵۷ زان چشم ندیدم که نگاهی بمن افتد
  18. غزل شمارهٔ ۲۵۸ بهره ای نگرفت گر کام دل بیتاب دید
  19. غزل شمارهٔ ۲۵۹ نیست یکشب که سر شکم گل بستر نشود
  20. غزل شمارهٔ ۲۶۰ عاشق از حیرت درین وادی به جایی می‌رسد
  21. غزل شمارهٔ ۲۶۱ کسی تا کی به سان موج دایم در سفر باشد
  22. غزل شمارهٔ ۲۶۲ آشوب طلب خاطر فرزانه ندارد
  23. غزل شمارهٔ ۲۶۳ آن گرم خو بسوز دل ما رسیده بود
  24. غزل شمارهٔ ۲۶۴ گرچه اول رنجش بیمار از آن سو می‌شود
  25. غزل شمارهٔ ۲۶۵ دانسته بخت زلف ترا انتخاب کرد
  26. غزل شمارهٔ ۲۶۶ دل تمنای درد او دارد
  27. غزل شمارهٔ ۲۶۷ گهی که بر لب او چشم اشکبار افتد
  28. غزل شمارهٔ ۲۶۸ ناخلف را بکسی فخر ز آبا نرسد
  29. غزل شمارهٔ ۲۶۹ اشک دمی جدایی از خانه تن نمی‌کند
  30. غزل شمارهٔ ۲۷۰ اشکی که رخت خانه به طوفان نمی دهد
  31. غزل شمارهٔ ۲۷۱ یاد تو از ضمیر به نسیان نمی‌رود
  32. غزل شمارهٔ ۲۷۲ کسب کمال اهل جهان کسب زر بود
  33. غزل شمارهٔ ۲۷۳ نه رحم کرد که خون دل خراب نخورد
  34. غزل شمارهٔ ۲۷۴ گل اگر با لب لعل تو برابر می‌شد
  35. غزل شمارهٔ ۲۷۵ ز مژگان تو لوح سینه ها از خون رقم دارد
  36. غزل شمارهٔ ۲۷۶ بی‌باده دل ز سیر چمن وا نمی‌شود
  37. غزل شمارهٔ ۲۷۷ بدلم اینهمه پیکان ستم بار نبود
  38. غزل شمارهٔ ۲۷۸ درین گلشن ز بدخویی گل از آب روان رنجد
  39. غزل شمارهٔ ۲۷۹ تا در ره تو چشم امیدم دچار شد
  40. غزل شمارهٔ ۲۸۰ میخانه چو من رند نکو نام ندارد
  41. غزل شمارهٔ ۲۸۱ بی‌ستمکش صبر و آرام از ستمگر می‌رود
  42. غزل شمارهٔ ۲۸۲ چند دل تلخی غم را شکرستان داند
  43. غزل شمارهٔ ۲۸۳ خیال روی تو هر گاه سینه تاب شود
  44. غزل شمارهٔ ۲۸۴ می‌آشام غمت پیمانه و ساغر نمی‌دارد
  45. غزل شمارهٔ ۲۸۵ دل فسرده نه دستی ز کار و بار کشید
  46. غزل شمارهٔ ۲۸۶ زخم‌های شانه از زلفت فراهم می‌شود
  47. غزل شمارهٔ ۲۸۷ بکن بیخ صبوری حسرت دیدار می‌آرد
  48. غزل شمارهٔ ۲۸۸ ایام، خوشدلی بستمکار می دهد
  49. غزل شمارهٔ ۲۸۹ هر زمان بر روی کارم رنگ دیگرگون شود
  50. غزل شمارهٔ ۲۹۰ دست مشاطه اگر زلف ترا تاب دهد
  51. غزل شمارهٔ ۲۹۱ نه ز می هرجا تنک‌ظرفی که برد از پا فتاد
  52. غزل شمارهٔ ۲۹۲ هر زخم که خدنگ تو زیب نشان شود
  53. غزل شمارهٔ ۲۹۳ غبار کوی تو گر توتیای دیده شود
  54. غزل شمارهٔ ۲۹۴ ای که تو دلتنگی، از گریه دلت وامی‌شود
  55. غزل شمارهٔ ۲۹۵ خط چون سپاه حسنِ تو را صف شکن شود
  56. غزل شمارهٔ ۲۹۶ سیل را درس روانی گریه‌ی ما می‌دهد
  57. غزل شمارهٔ ۲۹۷ بلب از شوق پابوس تو جان ناتوان آمد
  58. غزل شمارهٔ ۲۹۸ با آن رخ شکفته چون عزم گلستان کرد
  59. غزل شمارهٔ ۲۹۹ مرنج از کس که هر محنت که آید زآسمان آید
  60. غزل شمارهٔ ۳۰۰ چشم بدمست تو چون عربده بنیاد کند

متن اشعار به نقل از گنجور.