پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۸

بهره ای نگرفت گر کام دل بیتاب دید

بخت ما دایم رخ مقصود را در خواب دید

خاطر روشندلان از گرد کلفت‌های دهر

تیره شد چندانکه نتوانیم رو در آب دید

کلبه ویران ما از رخنه سنگ ستم

پای تا سر چشم گردیده و ره سیلاب دید

من درین بحر از پی سرگشتگی افتاده ام

کشتیم در رقص آمد هر کجا گرداب دید

هر که در راه عبادت دیده اش بیناترست

قبله منصور دارد دار را محراب دید

رهرو بحر فنا در طی بحر زندگی

آب چون بگذشتش از سر آن زمان پایاب دید

زاهد از بس در متاع دعوی خود آب کرد

در گمان افتاد فسق و دامن تر باب دید

گر شکافی سینه ام پیکان ز دل نتوان شناخت

رنگ اختر دارد آهن کز آتش تاب دید

آب دریا را بجوی تیغ بیدادت مبند

بسکه سیر آبست شمشیر تو زخم از آب دید

لابه بی نفع است دربد گردی گردون کلیم

چرخ بی پروا چه زاری‌ها که از دولاب دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۰عاشق از حیرت درین وادی به جایی می‌رسد
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۱کسی تا کی به سان موج دایم در سفر باشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۲آشوب طلب خاطر فرزانه ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۳آن گرم خو بسوز دل ما رسیده بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۴گرچه اول رنجش بیمار از آن سو می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۵دانسته بخت زلف ترا انتخاب کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۶دل تمنای درد او دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۷گهی که بر لب او چشم اشکبار افتد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.