پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲

آشوب طلب خاطر فرزانه ندارد

زنبور هوس در دل ما خانه ندارد

اندازه مستی نتوانیم نگهداشت

زان باده خرابیم که پیمانه ندارد

در مزرعه طاقت ما تخم ریا نیست

اینجاست که تسبیح عمل دانه ندارد

دیدم چو پریشانی زلفت جگرم سوخت

غیر از دل صد رخنه من شانه ندارد

جائی ننشستیم کز آنجا نرمیدیم

جغدیم در آن شهر که ویرانه ندارد

در کشور این زهدفروشان نتوان یافت

یک صومعه کان راه به بتخانه ندارد

عاشق همه جا شیفته ناز و عتابست

شمعی که نیفروخته پروانه ندارد

آن گرد کدورت که بود همره یکخویش

هرگز قدم لشکر بیگانه ندارد

پیداست که غارتگر سامان کلیمست

کاندوخته جز درد بکاشانه ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴گرچه اول رنجش بیمار از آن سو می‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۵دانسته بخت زلف ترا انتخاب کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶دل تمنای درد او دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷گهی که بر لب او چشم اشکبار افتد
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸ناخلف را بکسی فخر ز آبا نرسد
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۹اشک دمی جدایی از خانه تن نمی‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۰اشکی که رخت خانه به طوفان نمی دهد
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱یاد تو از ضمیر به نسیان نمی‌رود
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.