پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱

کسی تا کی به سان موج دایم در سفر باشد

دری نشناسد و چون موج دایم دربه‌در باشد

به خضرم احتیاجی نیست گر این است گمراهی

که کوران را عصا هم می‌تواند راهبر باشد

سبک پی قاصدی باید که چون غم‌نامه ما را

به دست او دهد کاغذ هنوز از گریه تر باشد

ز بس بر خویشتن می‌بالد از ذوق گرفتاری

قفس هر لحظه بر مرغ دل ما تنگ‌تر باشد

درین وحشت‌سرایم گوشه امنی نشد روزی

که همچون شمع هرجا می‌روم سر در خطر باشد

کلیم از دل به در کن آرزوی آن کمر ورنه

مدام از اشک حسرت موج خونت تا کمر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۳آن گرم خو بسوز دل ما رسیده بود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۴گرچه اول رنجش بیمار از آن سو می‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۵دانسته بخت زلف ترا انتخاب کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۶دل تمنای درد او دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۷گهی که بر لب او چشم اشکبار افتد
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۸ناخلف را بکسی فخر ز آبا نرسد
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۹اشک دمی جدایی از خانه تن نمی‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۰اشکی که رخت خانه به طوفان نمی دهد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.