پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۶

دل تمنای درد او دارد

خانه سیلاب آرزو دارد

خویش یکدیگرند عجز و غرور

تیغ پیوند با گلو دارد

چون کنم شرح حال دیده رقم

خامه ام گریه در گلو دارد

کو بکو دربدر زبس گردید

گریه در پیش ناله رو دارد

یکزبانم من و نمی گویم

سخنی را که پشت و رو دارد

چشم باریک بین اگر باشد

قدح آفتاب مو دارد

عکس را نیست جا در آینه ام

بدلم بسکه درد رو دارد

در سر کوی میفروشانست

گر کسی مغز در کدو دارد

پرغبارست دل ز غمخواری

خانه ام گرد رفت و رو دارد

از مریدان آن در است کلیم

خرقه داغ آرزو دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۸ناخلف را بکسی فخر ز آبا نرسد
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۹اشک دمی جدایی از خانه تن نمی‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۰اشکی که رخت خانه به طوفان نمی دهد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۱یاد تو از ضمیر به نسیان نمی‌رود
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۲کسب کمال اهل جهان کسب زر بود
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۳نه رحم کرد که خون دل خراب نخورد
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴گل اگر با لب لعل تو برابر می‌شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۵ز مژگان تو لوح سینه ها از خون رقم دارد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.