پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳

نه رحم کرد که خون دل خراب نخورد

غرور او ز سفال شکسته آب نخورد

بقتل گاه وفا تا شهید او نشدم

دهان تیغ بخندید و تیر آب نخورد

تن ضعیف مرا کم مبین که این رشته

بدست حادثه صد ره فتاد و تاب نخورد

بروز باده مخور می کشی زچرخ آموز

که روز تا نگذشت از شفق شراب نخورد

زچشم حیرت عاشق نهان توئی ورنه

کدام غنچه که بادیش بر نقاب نخورد

کباب حسن توام قدر خط نکو دانم

ز سایه ذوق نکرد آنکه آفتاب نخورد

زهیچ کوچه ای آن ترک لشکری نگذشت

که موج خون شهیدانش بر رکاب نخورد

کلیم لطف ازو دیده ای که می خواهی

ز شعله شکوه مکن گر غم کباب نخورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۵ز مژگان تو لوح سینه ها از خون رقم دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۶بی‌باده دل ز سیر چمن وا نمی‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۷بدلم اینهمه پیکان ستم بار نبود
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۸درین گلشن ز بدخویی گل از آب روان رنجد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۹تا در ره تو چشم امیدم دچار شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۰میخانه چو من رند نکو نام ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۱بی‌ستمکش صبر و آرام از ستمگر می‌رود
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۲چند دل تلخی غم را شکرستان داند
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.