پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷

بدلم اینهمه پیکان ستم بار نبود

گره غنچه گران بر دل گلزار نبود

دل و جان صبر و شکیب از شب هجرت چه کشد

داغ آسایش بختیم که بیدار نبود

شرح هجران تو میکرد بنامت چو رسید

خامه را با دو زبان قوت گفتار نبود

در ازل دشمن سامان شده ویرانه ما

در اگر بود درین غمکده دیوار نبود

عشق جائی که صف آراست بخونریزی من

خنده از بیم بلا بر لب سوفار نبود

کس ندانست که چشم توجه بیماری داشت

که دوایش بجز از مستی سرشار نبود

بر سرم بخت ز گلزار جهان چونگل شمع

نزد آن گل که وبال سرو دستار نبود

ثمر نخل وجودم همه اشکست کلیم

چکنم شعله بغیر از شررش بار نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۹تا در ره تو چشم امیدم دچار شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۰میخانه چو من رند نکو نام ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱بی‌ستمکش صبر و آرام از ستمگر می‌رود
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۲چند دل تلخی غم را شکرستان داند
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۳خیال روی تو هر گاه سینه تاب شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۴می‌آشام غمت پیمانه و ساغر نمی‌دارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۵دل فسرده نه دستی ز کار و بار کشید
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۶زخم‌های شانه از زلفت فراهم می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.