پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۳

خیال روی تو هر گاه سینه تاب شود

بسینه آینه داغم آفتاب شود

تو گل بسر زدی و شمع گل زسر برداشت

زبیم آنکه مبادا ز شرم آب شود

در آتشم زتغافل نشانده ای، باری

تبسمی که نمک پاش این کباب شود

زشوق سوختم و تاب یک نگاهم نیست

حریص باده مبادا تنگ شراب شود

فروغ دیده ز می جسته ام مرا چشمیست

که چون حباب قدح روشن از شراب شود

امید کام ز مغرور سرکشی دارم

کزو نگاه بوصل ابد حساب شود

به کم نگاهی چشمش کلیم می سازم

امید هست که آن مست بی حجاب شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۵دل فسرده نه دستی ز کار و بار کشید
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۶زخم‌های شانه از زلفت فراهم می‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۷بکن بیخ صبوری حسرت دیدار می‌آرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۸ایام، خوشدلی بستمکار می دهد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۹هر زمان بر روی کارم رنگ دیگرگون شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۰دست مشاطه اگر زلف ترا تاب دهد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱نه ز می هرجا تنک‌ظرفی که برد از پا فتاد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۲هر زخم که خدنگ تو زیب نشان شود
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.