پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۸

ایام، خوشدلی بستمکار می دهد

گریه بزخم و خنده بسوفار می دهد

نه صورت پری است بخلوتسرای تو

شوق تو پر بصورت دیوار می دهد

بیحاصلان ز محنت ایام فارغند

دوران شکست نخل گران بار می دهد

دارم دلی که بازی طفلان اشک را

خاک از غبار خاطر افکار می دهد

دوران بر غم طینت آئینه خاطران

آب بقا بسبزه زنگار می دهد

فهمیده است معنی خط پیاله را

آن ساقئی که ساغر سرشار می دهد

پشتی که کاه داده بدیوار عافیت

ما را خبر ز حال سبکبار می دهد

خیری بنام گلشن روی تو می کند

هر باغبان که آب بگلزار می دهد

ظاهرپرست کی بحقیقت رسد کلیم

کو سر همیشه در ره دستار می دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۰دست مشاطه اگر زلف ترا تاب دهد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۱نه ز می هرجا تنک‌ظرفی که برد از پا فتاد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۲هر زخم که خدنگ تو زیب نشان شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۳غبار کوی تو گر توتیای دیده شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۴ای که تو دلتنگی، از گریه دلت وامی‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۵خط چون سپاه حسنِ تو را صف شکن شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۶سیل را درس روانی گریه‌ی ما می‌دهد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۷بلب از شوق پابوس تو جان ناتوان آمد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.