پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۶

سیل را درس روانی گریه‌ی ما می‌دهد

شوربختی، اشک ما تعلیم دریا می‌دهد

روزگارم سربه‌سر از تیره‌روزی یک شب است

وعده‌ی وصلم چه حاصل گر به فردا می‌دهد؟

مفتی خط کز لب او کام‌بخشی می‌کند

بوسه را نشمرده و بی‌وعده، فتوا می‌دهد

صرفه‌ی خود هر کسی بیند نه جای طعنه است

دین ناقص را اگر زاهد به دنیا می‌دهد

نیست دل هردم حریف تُرکتاز تازه‌ای

هرچه دارد چون صدف، یک‌جا به یغما می‌دهد

وسعت ملک جنون بنگر که یک دیوانه را

صد بیابان در بیابان، کوه و صحرا می‌دهد

گاه پیری می‌کنم موی سفید از باده رنگ

زان‌که می، رنگ جوانی را به سیما می‌دهد

مرهم داغ دل پروانه باشد موم شمع

داروی رنج خمارم دُرد مینا می‌دهد

دل اگر دارد فروغی، زآتش عشق است و بس

شیشه را گر آبرویی هست صهبا می‌دهد

دستش از دامان استغنای شیرین کوته است

کوه‌کن گر بیستون را در ته پا می‌دهد

داغ جورش تا فراوان در نظر ناید کلیم!

جمله را چون برگ گل بر روی هم جا می‌دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۸با آن رخ شکفته چون عزم گلستان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۹مرنج از کس که هر محنت که آید زآسمان آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۰چشم بدمست تو چون عربده بنیاد کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۱به دور دیده مژگان از دو سو لخت جگر دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۲ایدل ز نخل ناله و آهت ثمر چه شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳گرم آسوده دوران می گذارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۴گر بتحریر ستم نامه هجران آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۵حدیثت نامه را تعویذ جان شد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.