پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۹

مرنج از کس که هر محنت که آید زآسمان آید

همه تیر حوادث از کمان کهکشان آید

بلا هم پا بیفشارد چو جان سختانه پیش آید

که پیکان بر نیاید زود چون بر استخوان آید

ز دل تا لب ره گفتار را از گریه می بندم

که می ترسم حدیث عشقت از لب بر زبان آید

چراغ از حرف رخسار تو افروزند در مجلس

حدیث زلف شبرنگ تو هر جا در میان آید

نخواهد سوخت عالم ز آتش پیکان او آخر

چه خواهد شد اگر تیر مرادی بر نشان آید

در آن گلزار می نالم که اشک عندلیبانش

اگر شبنم شود بر خاطر گلبن گران آید

سراپایم ز دردت آنچنان لبریز شیون شد

که از مضراب مژگان تارا شکم در فغان آید

دماغ عالمی از بوی زلف او چنان پر شد

که در صحن چمن خون از دماغ ارغوان آید

کلیم از حرف تیغ او جراحت آب بردارد

زبس هر زخم ها را آب حسرت در دهان آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱به دور دیده مژگان از دو سو لخت جگر دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲ایدل ز نخل ناله و آهت ثمر چه شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳گرم آسوده دوران می گذارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴گر بتحریر ستم نامه هجران آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵حدیثت نامه را تعویذ جان شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۶بر لبم همچو جرس خنده فغان می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷خیال چشم تو در خاطرم گذر نکند
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۸به دست صد غم اگر بیدلان اسیر شوند
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.