پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۹

هر زمان بر روی کارم رنگ دیگرگون شود

باده ام در جام گرد آب و آبم خون شود

دخل ما با خرج یکسانست در راه طلب

سوزنی چون بشکند خاری زپا بیرون شود

در حقیقت تنگدستی مایه دیوانگیست

در چمن بید از غم بی‌حاصلی مجنون شود

از ره تقلید اگر حاصل شود کسب کمال

هر که گردد خم نشین باید که افلاطون شود

باده پنهان به زهد آشکار آمیختند

جوی شیر زاهدان ترسم که جوی خون شود

بر رخ پیر فلک رنگ حسد گل می‌کند

در چمن چون رخت طفل غنچه گلگون شود

مایه سالک سبکباریست گر آید بدست

می تواند ناله ای پیک ره گردون شود

مایه سالک سبکباریست گر آید بدست

می تواند ناله ای پیک ره گردون شود

پرعجب نبود زطبع حرص اگر در زیر خاک

همرهی با گنج آرام دل قارون شود

تا کشیم از شعر فهمان انتقام دخل‌ها

کاشکی هر جا سخن فهمی بود موزون شود

قدر این گوساله‌ها تا کم شود خواهم کلیم

گاو گردون از چراگاه فلک بیرون شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۱نه ز می هرجا تنک‌ظرفی که برد از پا فتاد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۲هر زخم که خدنگ تو زیب نشان شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۳غبار کوی تو گر توتیای دیده شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۴ای که تو دلتنگی، از گریه دلت وامی‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۵خط چون سپاه حسنِ تو را صف شکن شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۶سیل را درس روانی گریه‌ی ما می‌دهد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۷بلب از شوق پابوس تو جان ناتوان آمد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۸با آن رخ شکفته چون عزم گلستان کرد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.