پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۶

بی‌باده دل ز سیر چمن وا نمی‌شود

گل جانشین سبزه مینا نمی‌شود

آن دیده نیست رخنه ویرانه تن است

چشمی که محو آن قد رعنا نمی‌شود

عاشق به نور عشق کند جلوه ظهور

بی‌آفتاب ذره هویدا نمی‌شود

چسبیده‌اند مرده دلان بر نعیم دهر

صورت جدا به تیغ ز دیبا نمی‌شود

پای طلب ز آبله پوشیده بهترست

پای برهنه بادیه‌پیما نمی‌شود

ساحل ز پیش لطمه دریا کجا رود

رو تافتن ز عشق تو از ما نمی‌شود

خارا به شیشه، شعله به خاشاک صلح کرد

وآن شوخ جنگجوی به مأوا نمی‌شود

عمرم تمام صرف غم روزگار شد

وضع جهان هنوز گوارا نمی‌شود

فیضی اگر به کس رسد از اغنیا چرا

بی‌آب کس مسافر دریا نمی‌شود

آواز آب غم ز دلم می‌برد کلیم

بی‌های‌های گریه دلم وا نمی‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۸درین گلشن ز بدخویی گل از آب روان رنجد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۹تا در ره تو چشم امیدم دچار شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۰میخانه چو من رند نکو نام ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱بی‌ستمکش صبر و آرام از ستمگر می‌رود
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۲چند دل تلخی غم را شکرستان داند
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۳خیال روی تو هر گاه سینه تاب شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۴می‌آشام غمت پیمانه و ساغر نمی‌دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۵دل فسرده نه دستی ز کار و بار کشید
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.