پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۸

درین گلشن ز بدخویی گل از آب روان رنجد

نسیمی گر وزد سرو سهی از باغبان رنجد

کهن شد جرم و رنجش تازه‌تر گردید طالع بین

که بهر یک گناه آن بی‌مروت هر زمان رنجد

به سان خنده سوفار عیشم نیست جز نامی

همان را باز پس گیرد زمین گر آسمان رنجد

سراپای وجودم بس که خو کردست با دردت

نشان ناوکت گر نیست مغز از استخوان رنجد

ز مژگانش مرنج ای دل که در این پرده می‌مانی

که خواهد داد صلحش دزد اگر از پاسبان رنجد

به غیر از ناله محمل که بی‌فریادرس باشد

چه می‌آید ز دستش گر جرس از کاروان رنجد

در آن محفل که مهمانی تو شمع آزرده برخیزد

بلی دایم طفیلی از سلوک میزبان رنجد

ز شوخی حسن از بس جلوه در بازار می‌خواهد

گل از شوق دکان و گل‌فروش از گلستان رنجد

کلیم احوال دل از من چه می‌پرسی نمی‌دانی

چه باشد حال مخموری کزو ساقی به جان رنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۰میخانه چو من رند نکو نام ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۱بی‌ستمکش صبر و آرام از ستمگر می‌رود
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۲چند دل تلخی غم را شکرستان داند
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۳خیال روی تو هر گاه سینه تاب شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۴می‌آشام غمت پیمانه و ساغر نمی‌دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۵دل فسرده نه دستی ز کار و بار کشید
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۶زخم‌های شانه از زلفت فراهم می‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۷بکن بیخ صبوری حسرت دیدار می‌آرد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.