پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴

گل اگر با لب لعل تو برابر می‌شد

شبنم از نسبت دندان تو گوهر می‌شد

آب فولاد به خونابه بدل می‌گردید

گر غم عشق در آیینه مصور می‌شد

دیده‌ام خشک‌تر از ساغر مخمورانست

یاد آن روز که از گریه بسی تر می‌شد

سرد مهری گل این چمن افسرد مرا

قفس آهنم ای کاش که مجمر می‌شد

چشم مستت نظری جانب ما گر می‌داشت

در کف بخت سیه آبله ساغر می‌شد

مهر اخوان همه کین است چه می‌بود اگر

در رحم نطفه آبا همه دختر می‌شد

با وفا خاصیتی هست که گل گر می‌داشت

همه‌جا قدرش با خاک برابر می‌شد

اشک چون طفل پدر مرده که خودسر گردد

به تمنای تو هرروز به هر در می‌شد

هر زمان حوصله‌ای درخور غم نتوان ساخت

کاش قدر خودش غصه مقرر می‌شد

کشت امید چنین خشک نمی‌ماند کلیم

اگر از دود دلم چشم فلک تر می‌شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۶بی‌باده دل ز سیر چمن وا نمی‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۷بدلم اینهمه پیکان ستم بار نبود
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۸درین گلشن ز بدخویی گل از آب روان رنجد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۹تا در ره تو چشم امیدم دچار شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۰میخانه چو من رند نکو نام ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱بی‌ستمکش صبر و آرام از ستمگر می‌رود
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۲چند دل تلخی غم را شکرستان داند
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۳خیال روی تو هر گاه سینه تاب شود
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.