پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۵

دانسته بخت زلف ترا انتخاب کرد

چندان که شب دراز شد او نیز خواب کرد

ای دل به پشت گرمی اشک اینقدر مسوز

خونابه کی تلافی سوز کباب کرد

سیری نداشت نرگست از خون ما چه شد

بیمار را طبیب مگر منع آب کرد

معشوق اگرچه پرده نشین شد نهان شد

غیرت به روی آب نقاب از حباب کرد

دایم چو شیشه باده به تکلیف خورده‌ایم

اکنون مرا تغافل ساقی کباب کرد

پیر مغان جزای عمل زود می‌دهد

تا توبه کرده‌ام به خمارم عذاب کرد

کلک سخن طراز، رگ خواب بخت بود

زآن دام که من گرفتمش آهنگ خواب کرد

دایم کلیم چون مزه از می جدا نباش

ما را چو بخت شور طفیل شراب کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۷گهی که بر لب او چشم اشکبار افتد
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۸ناخلف را بکسی فخر ز آبا نرسد
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۹اشک دمی جدایی از خانه تن نمی‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۰اشکی که رخت خانه به طوفان نمی دهد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۱یاد تو از ضمیر به نسیان نمی‌رود
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۲کسب کمال اهل جهان کسب زر بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۳نه رحم کرد که خون دل خراب نخورد
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴گل اگر با لب لعل تو برابر می‌شد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.