پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۲ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانی

مشکل اهل محبت ز تو آسان نشود

لب امید در ایام تو خندان نشود

ناله بی اثرم گر به نسیم آمیزد

سر زلفش دگر از باد پریشان نشود

می جهد تیر بزور دو کمان زابروی او

هدف ناوک او هیچ مسلمان نشود

کی چنین لخت جگر جوش زند بر سر او

از خیال لبت ار دیده نمکدان نشود

گر بگویم که چها می کشم از قامت او

سایه هم در پی آن سرو خرامان نشود

گر نداری سر دیوانگی ما سهلست

زلف را گو که دگر سلسله جنبان نشود

دعوی شیر دلی نیست مسلم ز کسی

کز نی تیر تواش سینه نیستان نشود

تیره بختی همه جا پرده روی هنرست

جوهر تیغ سیه تاب نمایان نشود

هر که بر روح امین شعر نخواندست کلیم

گر همه روح امین است سخندان نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۴به غیر از می کسی از عهدهٔ غم برنمی‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۵دل جز کجی ز زلف تو نامهربان ندید
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۶تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۷خیال زلف تو بازم بدست سودا داد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۸داغ اگر بر روی همچون برگ گل جا می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۹خصم گو ایمن نشین گر دست ما بالا شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۰بپرسش آمد و عاشق همین دو دم دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۱نه طُرّه‌ات غم شب‌های تار من دارد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.