پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۴

به غیر از می کسی از عهدهٔ غم برنمی‌آید

زمان غصه بی‌ایام مستی سر نمی‌آید

تغافل بر شراب از توبه هرکس زد پشیمان شد

به استغنا کسی با دختر رز بر نمی‌آید

زمین دل اگر از آب حیوان پرورش یابد

گیاه عیش از آنجا بی‌نم می برنمی‌آید

مگر در سینه پردرد مهمانست پیکانش

که امشب پاره‌های دل به چشم تر نمی‌آید

منم آن بی‌کس و بی‌آشنای کنج تنهایی

که غیر از پرتو مهر از درم کس در نمی‌آید

فریب مهربانی می‌خورد از دشمنان لیکن

حدیث دوستیش از دوستان باور نمی‌آید

کلیم ارنه به یاد نرگس مستانه‌اش نو شد

شراب از سرگرانی جانب ساغر نمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۶تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۷خیال زلف تو بازم بدست سودا داد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۸داغ اگر بر روی همچون برگ گل جا می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۹خصم گو ایمن نشین گر دست ما بالا شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۰بپرسش آمد و عاشق همین دو دم دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۱نه طُرّه‌ات غم شب‌های تار من دارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۲از آن به چشم ترم بی‌حجاب می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۳پایمزد عجز ما بیداد دست زور بود
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.