پرش به محتوای اصلی
کلیم

کلیم

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۱ تا کی خورم غم دل با نیم جان خسته
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۲ - در مدح شاه‌جهان غرور حسنش از بس با اسیران سرگران کرده
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۳ ای دل به سنگلاخ هوسها قدم منه
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۴ علاقه ام ز تو نگسسته وز حیات بریده
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۵ هوای سیر گلشن مانده است و بال و پر رفته
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۶ دل از غم بیش و کم تقدیر گذشته
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۷ ز آتش پنهان عشق، هر که شد افروخته
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۸ کی صاحب همت ز جهان کام گرفته
  9. غزل شمارهٔ ۵۴۹ جنون تا بداد اسیران رسیده
  10. غزل شمارهٔ ۵۵۰ اشکم ز دل چو شعله فروزان برآمده
  11. غزل شمارهٔ ۵۵۱ آمد آن هوش ربای دل کار افتاده
  12. غزل شمارهٔ ۵۵۲ بر نازک میانت شیشه ساعت کمر بسته
  13. غزل شمارهٔ ۵۵۳ دوران ز عاریتها دندان ز ما گرفته
  14. غزل شمارهٔ ۵۵۴ نبرد از دل غمی نظاره گل‌های بستانی
  15. غزل شمارهٔ ۵۵۵ تو ز روی مهربانی بمیان مگر در آئی
  16. غزل شمارهٔ ۵۵۶ ز بزمی برنمی خیزد سرود نغمه پردازی
  17. غزل شمارهٔ ۵۵۷ فقر وارستگی است از غم هر نیک و بدی
  18. غزل شمارهٔ ۵۵۸ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانی هردم از خویشتن آهنگ رمیدن داری
  19. غزل شمارهٔ ۵۵۹ رواج جهل مرکب رسیده است بجائی
  20. غزل شمارهٔ ۵۶۰ دلا ز صیقل محنت جلا نمی گیری
  21. غزل شمارهٔ ۵۶۱ دلگشائی نبود آنچه ز صحرا یابی
  22. غزل شمارهٔ ۵۶۲ ای دل ز خانهٔ تن فکر سفر نداری
  23. غزل شمارهٔ ۵۶۳ چه نیکو گفت با گردن‌کشی سر در گریبانی
  24. غزل شمارهٔ ۵۶۴ نزد این خلق از رواج باطل حق دشمنی
  25. غزل شمارهٔ ۵۶۵ - در مدح شاه‌جهان به راه او چه در بازیم، نه دینی نه دنیایی
  26. غزل شمارهٔ ۵۶۶ بصحرای هوس تا کی دلا سر در هوا گردی
  27. غزل شمارهٔ ۵۶۷ یکسر مو نیست در زلف تو بیتاب و خمی
  28. غزل شمارهٔ ۵۶۸ چنان دل کند، می‌باید ازین تنگ‌آشیان باشی
  29. غزل شمارهٔ ۵۶۹ زتیغ تو بر دل در آشنائی
  30. غزل شمارهٔ ۵۷۰ نیست بیفایده این بیخودی و مدهوشی
  31. غزل شمارهٔ ۵۷۱ صد رنگ ناله دارد بیمار زندگانی
  32. غزل شمارهٔ ۵۷۲ خموش باش دلا عرض مدعا کردی
  33. غزل شمارهٔ ۵۷۳ فزون از صبر ایّوبست تاب محنت دوری
  34. غزل شمارهٔ ۵۷۴ از فیض دل ار گوهر شب تاب نباشی
  35. غزل شمارهٔ ۵۷۵ دلا چه شکوه بیهوده از قضا داری
  36. غزل شمارهٔ ۵۷۶ مکن از تلخ‌کامان شِکوِه گر شیرین‌سخن باشی
  37. غزل شمارهٔ ۵۷۷ زهی بعشق رخت کار شمع سربازی

متن اشعار به نقل از گنجور.