پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۴

نبرد از دل غمی نظاره گل‌های بستانی

ز لاله داغ دل افزود و از سنبل پریشانی

شکفته رویم ار بینی، نپنداری که خوشحالم

که در زیر غبار غم نهان شد چین پیشانی

به خاک افشاند بخت بد چو برک گل پر و بالم

درین گلشن چنین کردیم آخر بال‌افشانی

شراب درد و غم از ساغر تبخاله می‌ریزد

مبادا از پی حرف مداوا لب بجنبانی

برای گرد سر گشتن از او بهتر نمی‌یابم

به گرد عالمم ای بخت اگر صد ره بگردانی

جراحت‌های چشم از اشک خونین کی شود بهتر

خراش دیده افزون می‌شود زین لعل پیکانی

کلیم امشب دلی از یار خالی می‌کنم تا کی

سخن بر لب گره باشد، نفس در سینه زندانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۶ز بزمی برنمی خیزد سرود نغمه پردازی
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۷فقر وارستگی است از غم هر نیک و بدی
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۸ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانیهردم از خویشتن آهنگ رمیدن داری
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۹رواج جهل مرکب رسیده است بجائی
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۰دلا ز صیقل محنت جلا نمی گیری
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۱دلگشائی نبود آنچه ز صحرا یابی
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۲ای دل ز خانهٔ تن فکر سفر نداری
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۳چه نیکو گفت با گردن‌کشی سر در گریبانی
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.