پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۶

ز بزمی برنمی خیزد سرود نغمه پردازی

همین از خانه تنگ جرس می آید آوازی

دلم پر مایه است از درد چاکی خواهد از تیغت

که باید خانه ارباب دولت را در بازی

به گیتی گرچه مشهورم ولی از کام دل دورم

چه سود از امتیاز من دریغا بخت ممتازی

صدای آشنا زین شش جهت نشنیده ام هرگز

مگر گاهی که از کوه غمم می آید آوازی

زرشک چشم خود خون می خورم در جستجوی او

که هر مژگانش هم پائی بود هم بال پروازی

بزنجیرم نشاید داشت در بزم ورع کیشان

بکوی مطربان در بندم از ابریشم سازی

منم آن بلبل کز شوق گل بیخود روم آنجا

نشان یابم گل خونین اگر در چنگل بازی

کلیم از دست دادم اختیار خانه دل را

چنان کانجا ندارم جای پنهان کردن رازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۸ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانیهردم از خویشتن آهنگ رمیدن داری
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۹رواج جهل مرکب رسیده است بجائی
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۰دلا ز صیقل محنت جلا نمی گیری
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۱دلگشائی نبود آنچه ز صحرا یابی
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۲ای دل ز خانهٔ تن فکر سفر نداری
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۳چه نیکو گفت با گردن‌کشی سر در گریبانی
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۴نزد این خلق از رواج باطل حق دشمنی
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۵ - در مدح شاه‌جهانبه راه او چه در بازیم، نه دینی نه دنیایی
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.