پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۲

ای دل ز خانهٔ تن فکر سفر نداری

پروانه‌ای ندانم، بهر چه پر نداری

از کج گلخن تن عزم وطن نکردی

ای اخگر فسرده، شوق شرر نداری

تنها روی چو مردان، ناید ز تو که چون موج

گر کاروان نباشد یک گام برنداری

هفتاد ساله طفلی، چون تو دگر ندیدم

جز خاکبازی تن کار دگر نداری

در کام جان نیابی شیرینی بلا را

با غم گر اتحادِ شیر و شکر نداری

راه طلب بریدی، سود سفر چه دیدی

از خارِ پا چه حاصل، گر گل به سر نداری

آن دم به سیرچشمی شهرت کنی که زر را

مانند گوهر اشک از خاک برنداری

در پیش ناوک جور، داغ وفا نشان شد

دیگر کلیم چیزی بهر سپر نداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۴نزد این خلق از رواج باطل حق دشمنی
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۵ - در مدح شاه‌جهانبه راه او چه در بازیم، نه دینی نه دنیایی
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۶بصحرای هوس تا کی دلا سر در هوا گردی
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۷یکسر مو نیست در زلف تو بیتاب و خمی
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۸چنان دل کند، می‌باید ازین تنگ‌آشیان باشی
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۹زتیغ تو بر دل در آشنائی
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۰نیست بیفایده این بیخودی و مدهوشی
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۱صد رنگ ناله دارد بیمار زندگانی
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.