پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۱

دلگشائی نبود آنچه ز صحرا یابی

این متاعیست که در گوشه تنها یابی

گوشه ای گیر که از یاد خلایق بروی

نه که از عزلت خود شهرت عنقا یابی

ایکه دلشاد بتحسین عوامی چه شود

گر دمی صد نظر از صورت دیبا یابی

هر مرادیکه نشد ز انجم و افلاک روا

از در دلها یا از دل شبها یابی

از دل خویش اگر زنگ غرض دور کنی

هر چه زشت است درین آینه زیبا یابی

نرسد دست تو گر بر ثمر نخل امید

سعی کن کابله چند ته پا یابی

بال پرواز فلک داری و قانع شده ای

که ببزمی که روی جای ببالا یابی

عجبی نیست ز حرص تو کلیم ار خواهی

ضامن از حق زپی روزی فردا یابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۳چه نیکو گفت با گردن‌کشی سر در گریبانی
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۴نزد این خلق از رواج باطل حق دشمنی
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۵ - در مدح شاه‌جهانبه راه او چه در بازیم، نه دینی نه دنیایی
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۶بصحرای هوس تا کی دلا سر در هوا گردی
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۷یکسر مو نیست در زلف تو بیتاب و خمی
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۸چنان دل کند، می‌باید ازین تنگ‌آشیان باشی
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۹زتیغ تو بر دل در آشنائی
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۰نیست بیفایده این بیخودی و مدهوشی
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.