پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۰

دلا ز صیقل محنت جلا نمی گیری

ز موج اشک پیاپی صفا نمی گیری

عنان سرکشی نفس را براه هوس

بگیر و فکر مکن اژدها نمی گیری

بخاک عجز ز پیری نشسته ای و هنوز

بغیر گردن مینا عصا نمی گیری

در آسیای سپهر استخوانت آرد شدست

هنوز توشه راه فنا نمی گیری

چو طفل حرص تو دندان بسنگ برده خرد

چرا ز شیر هوسهاش وا نمی گیری

چهار حد وجودت خلل پذیر شدست

بجز شکم خبر از هیچ جا نمی گیری

زخامشی دهن غنچه پر ز زر شده است

سکوت جایزه دارد چرا نمی گیری

کلیم کلبه فقر و حصیر، این عجبست

چه آتشی تو که در بوریا نمی گیری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۲ای دل ز خانهٔ تن فکر سفر نداری
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۳چه نیکو گفت با گردن‌کشی سر در گریبانی
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۴نزد این خلق از رواج باطل حق دشمنی
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۵ - در مدح شاه‌جهانبه راه او چه در بازیم، نه دینی نه دنیایی
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۶بصحرای هوس تا کی دلا سر در هوا گردی
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۷یکسر مو نیست در زلف تو بیتاب و خمی
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۸چنان دل کند، می‌باید ازین تنگ‌آشیان باشی
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۹زتیغ تو بر دل در آشنائی
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.