پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۶

بصحرای هوس تا کی دلا سر در هوا گردی

نمی بینی رهی ترسم که گم گردی چو وا گردی

تو بر تن کی توانی چار تکبیر فنا گفتن

که هر جا چار راهی بنگری خواهی گدا گردی

بتن نقش حصیر فقر وقتی دلنشین گردد

که از محنت شکسته استخوان چون بوریا گردی

ز پا افتادگان را در جوانی دستگیری کن

به پیری گر نمی خواهی که محتاج عصا گردی

سر خجلت زشرم کرده ها اکنون بزیر افکن

چه منت بر حیا داری چو از پیری دو تا گردی

نمی گویم که بار دوش کس شو، اینقدر گویم

که در میخانه عیبست ار بپای خویش وا گردی

نقاب غنچه چون بگشاد دیگر بسته کی گردد

مباد ای گل جدا از پرده شرم و حیا گردی

خدنگ طعنه دایم سوی تیرانداز برگردد

کسی را قدر مشکن گر نخواهی کم بها گردی

چو در دام غمی افتی، پر و بال آنقدر میزن

که باشد قوت پرواز اگر روزی رها گردی

کلیم این شیوه تردامنان است از تو کی زیبد

که همچون موج هر جانب به دنبال هوا گردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۸چنان دل کند، می‌باید ازین تنگ‌آشیان باشی
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۹زتیغ تو بر دل در آشنائی
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۰نیست بیفایده این بیخودی و مدهوشی
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۱صد رنگ ناله دارد بیمار زندگانی
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۲خموش باش دلا عرض مدعا کردی
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۳فزون از صبر ایّوبست تاب محنت دوری
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۴از فیض دل ار گوهر شب تاب نباشی
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۵دلا چه شکوه بیهوده از قضا داری
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.