پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۱

صد رنگ ناله دارد بیمار زندگانی

اینست عندلیب گلزار زندگانی

گر دیده را ببندم، راه نفس بگیرد

از بس کناره گیرم از کار زندگانی

با کاروان هستی دیدیم، یک متاعست

جز شکوه نیست چیزی دربار زندگانی

در کیش عشقبازان اسلام چیست؟ دانی

از تیغ او بریدن، زنار زندگانی

با آب تیغ خوبان خاصیت سرابست

کز هر دو گردد آسان دشوار زندگانی

یک مرهمست و صد زخم، کی می شود تلافی

بیش از گلست خارش گلزار زندگانی

شهرت که باشد آفت نزدیک هر خردمند

دانی که آن کدامست اظهار زندگانی

از شهر بند هستی بیش از اجل برون شو

تا بر سرت نیفتد دیوار زندگانی

یکدم نشد که گردد ساکن غبار آهم

بی گرد نیست گویا رفتار زندگانی

تا کی کلیم خواهی عمر دراز از ایزد

کوته چرا نخواهی آزار زندگانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۳فزون از صبر ایّوبست تاب محنت دوری
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۴از فیض دل ار گوهر شب تاب نباشی
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۵دلا چه شکوه بیهوده از قضا داری
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۶مکن از تلخ‌کامان شِکوِه گر شیرین‌سخن باشی
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۷زهی بعشق رخت کار شمع سربازی
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.