پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۸ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانی

هردم از خویشتن آهنگ رمیدن داری

نه همین ز اهل وفا میل بریدن داری

ناله انگشت به لب می‌زندم هر ساعت

شکوه‌ای سر کنم ار تاب شنیدن داری

آتشی از نگه گرم نگاهی باید

از جگر گر سر خونابه کشیدن داری

هر سر موی ترا جلوه ناز دگر است

نگهی سوی خود انداز که دیدن داری

دگر آزادی کونین تمنا نکنم

گر بدانم که سر بنده خریدن داری

عزلتت گوشزد روح امین گشت کلیم

بس بود گر سر تحسین طلبیدن داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۰دلا ز صیقل محنت جلا نمی گیری
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۱دلگشائی نبود آنچه ز صحرا یابی
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۲ای دل ز خانهٔ تن فکر سفر نداری
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۳چه نیکو گفت با گردن‌کشی سر در گریبانی
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۴نزد این خلق از رواج باطل حق دشمنی
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۵ - در مدح شاه‌جهانبه راه او چه در بازیم، نه دینی نه دنیایی
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۶بصحرای هوس تا کی دلا سر در هوا گردی
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۷یکسر مو نیست در زلف تو بیتاب و خمی
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.