پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۹

جنون تا بداد اسیران رسیده

ز داغش چه سرها بسامان رسیده

غم از هر طرف ساغری پیشم آرد

چو هشیار در بزم مستان رسیده

نه از لخت دل خانه ام گلستان شد

کزین گل بخار بیابان رسیده

ز شوق تماشای تو باز گشته

بچشمم سرشک بدامان رسیده

بچشم من از هر نسیمی که آید

سلامی ز خار مغیلان رسیده

ز بر گشتگی های بخت سیاهم

خبرها بآن زلف و مژگان رسیده

کلیم از نگون بختی خود چه نالی

ببین ناله ات را بکیوان رسیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۱آمد آن هوش ربای دل کار افتاده
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۲بر نازک میانت شیشه ساعت کمر بسته
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۳دوران ز عاریتها دندان ز ما گرفته
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۴نبرد از دل غمی نظاره گل‌های بستانی
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۵تو ز روی مهربانی بمیان مگر در آئی
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۶ز بزمی برنمی خیزد سرود نغمه پردازی
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۷فقر وارستگی است از غم هر نیک و بدی
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۸ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانیهردم از خویشتن آهنگ رمیدن داری
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.