پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۶

دل از غم بیش و کم تقدیر گذشته

وز نیک و بد عالم دلگیر گذشته

پرواز وطن شیوه بال و پر من نیست

عمرم بغریبی چو پر تیر گذشته

چون در نگری در کف شوریدگی ماست

سر رشته هر کار زتدبیر گذشته

امروز بافسون وفا پیش سلامست

ترکی که زما دست بشمشیر گذشته

در راه طلب همت این هر دو بلند است

آهم ز اثر، اشک ز تأثیر گذشته

راه دل و جان غمزه او زد بنگاهی

یک ناوک کاری ز دو نخجیر گذشته

خارم بجگر کاشته و داغ بسینه

در دل چو گل و لاله کشمیر گذشته

در کوی جنون کلبه ما نیز نشان است

گامی دو سه از خانه زنجیر گذشته

یکباره کلیم از لب و دندان تو دل کند

طفل هوسش زین شکر و شیر گذشته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۸کی صاحب همت ز جهان کام گرفته
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۹جنون تا بداد اسیران رسیده
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۰اشکم ز دل چو شعله فروزان برآمده
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۱آمد آن هوش ربای دل کار افتاده
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۲بر نازک میانت شیشه ساعت کمر بسته
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۳دوران ز عاریتها دندان ز ما گرفته
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۴نبرد از دل غمی نظاره گل‌های بستانی
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۵تو ز روی مهربانی بمیان مگر در آئی
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.