پرش به محتوای اصلی
کلیم

کلیم

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱ دل که لبریز الم شد ز نوا می افتد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲ تا بخت بد زهمرهی ما جدا شود
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۳ خاک غربت در مذاقم آب حیوان می‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۴ عمرها رفت که قانون طرب تار ندید
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۵ نشود اینکه ز دل اشک جگرگون نرود
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶ جور تو ز پی فغان ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷ عمر سیرش کوته است ار جورت از دل می‌رود
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸ به بی تکلفی آن عارفی که خو دارد
  9. غزل شمارهٔ ۱۸۹ مطربی کو که بخورشید رخش ناز کند
  10. غزل شمارهٔ ۱۹۰ کم بختی هنرمند نقص هنر نباشد
  11. غزل شمارهٔ ۱۹۱ از غمی شکوه نکن تا غم دیگر ندهند
  12. غزل شمارهٔ ۱۹۲ حسنی که باو عشق سروکار ندارد
  13. غزل شمارهٔ ۱۹۳ هرگز سر شکایت من وا نمی شود
  14. غزل شمارهٔ ۱۹۴ دل ز جا رفت، از پی آن سرو قامت می‌رود
  15. غزل شمارهٔ ۱۹۵ عیش در کلبه ما گوشه نشین می باشد
  16. غزل شمارهٔ ۱۹۶ گر حق نگری لایق منصور نباشد
  17. غزل شمارهٔ ۱۹۷ عشقت غمی از چاره و تدبیر ندارد
  18. غزل شمارهٔ ۱۹۸ چشم از جهان که بست که آن دیده ور نشد
  19. غزل شمارهٔ ۱۹۹ ابر تا برجاست یاران باده در ساغر کنید
  20. غزل شمارهٔ ۲۰۰ نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد
  21. غزل شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح شاه‌جهان اسیر عشقم و هر کس مرا غلام کند
  22. غزل شمارهٔ ۲۰۲ چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندید
  23. غزل شمارهٔ ۲۰۳ از هستی من تو چون نام و نشان برد
  24. غزل شمارهٔ ۲۰۴ بخت بد جایی که پای کینه محکم می‌کند
  25. غزل شمارهٔ ۲۰۵ فلک اسباب دولت را ز بهر ناکسان دارد
  26. غزل شمارهٔ ۲۰۶ گر همتم کناره ز دنیا نمی کند
  27. غزل شمارهٔ ۲۰۷ خلق را دیدی دگر خواری چرا باید کشید
  28. غزل شمارهٔ ۲۰۸ هنرم را ثمری چرخ جفا کار نداد
  29. غزل شمارهٔ ۲۰۹ دست خشک بخت من هر جا که تخم افکن شود
  30. غزل شمارهٔ ۲۱۰ کند گر آرزوی دیدنت آیینه جا دارد
  31. غزل شمارهٔ ۲۱۱ ساقی از تاب می آن لحظه که در می گیرد
  32. غزل شمارهٔ ۲۱۲ رود آرام ز عمری که بهجران گذرد
  33. غزل شمارهٔ ۲۱۳ دل چون ز خاک راه طلب توتیا کشد
  34. غزل شمارهٔ ۲۱۴ بحال بد دل از چشم تر افتاد
  35. غزل شمارهٔ ۲۱۵ وداع ناشده دل حال صبر در هم دید
  36. غزل شمارهٔ ۲۱۶ شب که جوش گریه من مایه سیلاب بود
  37. غزل شمارهٔ ۲۱۷ خوبان که روی بر من بیدل نهاده‌اند
  38. غزل شمارهٔ ۲۱۸ در زنگبار خاطر من کار می‌کند
  39. غزل شمارهٔ ۲۱۹ به جز سکوت ز روشندلان نمی‌آید
  40. غزل شمارهٔ ۲۲۰ مرغ دلم که خانه خرابی بجان خرید
  41. غزل شمارهٔ ۲۲۱ بملک عشق دل شادمان نمی ماند
  42. غزل شمارهٔ ۲۲۲ گر شبی دیده خونفشان نبود
  43. غزل شمارهٔ ۲۲۳ دل نه ازوست نه زما، یار چو بی نقاب شد
  44. غزل شمارهٔ ۲۲۴ چو تاب زلف دهی از بنفشه تاب رود
  45. غزل شمارهٔ ۲۲۵ شیخ از مسواک دندان طمع را تیز کرد
  46. غزل شمارهٔ ۲۲۶ چون وقت شد که کشت امیدم برآورد
  47. غزل شمارهٔ ۲۲۷ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانی نیست مو کز فرق ما برگشته‌بختان سر کشید
  48. غزل شمارهٔ ۲۲۸ دست از ساغر امید کشیدن دارد
  49. غزل شمارهٔ ۲۲۹ سرفراز آن سر که فارغ از غم سامان شود
  50. غزل شمارهٔ ۲۳۰ برای داغ تو بر دل توان و تاب نوشتند
  51. غزل شمارهٔ ۲۳۱ با آنکه هیچ دربار غیر از خطر ندارد
  52. غزل شمارهٔ ۲۳۲ گر فلک هر چه بما کرده عطا می گیرد
  53. غزل شمارهٔ ۲۳۳ دود آهم رنگ از خورشید عالمتاب برد
  54. غزل شمارهٔ ۲۳۴ دل که چندین آه از جان می کشد
  55. غزل شمارهٔ ۲۳۵ چند در وصل تو دل حسرت دیدار کشد
  56. غزل شمارهٔ ۲۳۶ چنان ز عکس رخ دوست دیده پرگل شد
  57. غزل شمارهٔ ۲۳۷ شُکر گویم هرچه غم با جان مسکین می‌کند
  58. غزل شمارهٔ ۲۳۸ چند نومید ز کوی تو دل زار آید
  59. غزل شمارهٔ ۲۳۹ دل به جذب خواری خود جور دشمن می‌کشد
  60. غزل شمارهٔ ۲۴۰ کسیکه از گل داغ تو گلستان دارد

متن اشعار به نقل از گنجور.