پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶

گر حق نگری لایق منصور نباشد

داری که ز چوب شجر طور نباشد

سهل است، به غم‌نامهٔ ما یک نظر افکن

این مهر و وفایی‌ست که منظور نباشد

کی پنبه کند کار نمک بر سر داغم

بختِ منِ سودازده گر شور نباشد

یارب نمکِ لعلِ لبت باد حرامش

هر زخم جفای تو که ناسور نباشد

در خویش توان دید چو بینش به کمال است

آن کعبهٔ مقصد که رهش دور نباشد

دست هوسم از لب ساغر نشود دور

تا پای امیدم به لب گور نباشد

کوری‌ست که با دستکش خویش نسازد

گر عقل ترا نفس تو مأمور نباشد

گر اهل رضا راه به فردوس نیابند

در دوزخشان شعله کم از نور نباشد

قسمت به کلیم از اثر بخت بد افتاد

کامی که میسر به زر و زور نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸چشم از جهان که بست که آن دیده ور نشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹ابر تا برجاست یاران باده در ساغر کنید
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۰نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح شاه‌جهاناسیر عشقم و هر کس مرا غلام کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۲چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندید
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۳از هستی من تو چون نام و نشان برد
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۴بخت بد جایی که پای کینه محکم می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۵فلک اسباب دولت را ز بهر ناکسان دارد
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.